هواناو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هواناو.

هواناو یا هاورکرافت نوعی شناور دریایی است که بر روی بالشتکی از هوا تکیه دارد. هواناو توانایی گذشتن از پهنه‌های گوناگون بر روی زمین و همچنین گذر از روی آب را دارد.

تاریخچه ساخت

هواناو در سال ۱۹۵۲ توسط مخترع بریتانیایی کریستوفر کاکرل ساخته شد. وی در سال ۱۹۶۹ به خاطر خدماتش در زمینه مهندسی به دریافت نشان شهسواری نائل شد. کاکرل با آزمایش‌های ساده‌ای به‌وسیله موتور یک جاروی برقی و دو قوطی استوانه‌ای اصول کاربردی یک وسیله نقلیه متکی به بالشتک هوا را ثابت کرد. وی نشان داد که زمانی که بالشتک با فشار به بیرون بدمد وسیله نقلیه به آسانی بر روی سطح جنبش‌پذیر خواهد بود.

این کار به آن وسیله نقلیه امکان حرکت بر روی گل نرم، آب و مرداب و مانداب و همچنین زمین سفت را می‌دهد. ساختار کلی هواناو تغييرات زيادی نداشته است. بيشتر اصلاحات در سيستمهای ناوبری، استفاده از مواد مهندسی به روز نظير مواد کامپوزيتی در بدنه و غيره می باشد.


جت‌اسکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جت اسکی موج‌رو در ژاپن
مسابقات قهرمانی در آلمان در سال ۲۰۰۷

جت‌اسکی نام یک برند مربوط به وسایل آبی انفرادی بود که توسط صنایع سنگین کاوازاکی ابتدا عرضه شد. این وسیله گاهی اوقات به‌طور اشتباه گفته می‌شود که در شرکت ثبت اختراعات و علائم تجاری ایالات متحده به ثبت رسیده‌است. یکی از نوع‌های جت اسکی شامل صفحات فایبرگلاس است که یکی از انواع آن جت اسکی ۴۰۰ است که در سال ۱۹۷۳ به بازار آمده‌است. امروزه از جت اسکی به عنوان یک وسیله ورزشی و سرگرمی در اسکله‌ها استفاده می‌کنند و گاهی اوقات مسابقاتی را نیز ترتیب می‌دهند.


لندینگ کرافت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نیروهای نظامی امارات متحده عربی در حال تخلیه یک تانک بی‌ام‌پس-۳ از لندینگ کرافت

لندینگ کرافت (به انگلیسی: Landing craft)‏ یک شناور دریایی است که وظیفه آن جابجایی و پیاده کردن نیروهای پیاده‌نظام و خودرو است. این شناورها در ابعاد مختلف و طراحی‌های مختلف برای فراهم کردن نیازهای لجستیکی متفاوت ساخته می‌شوند. اغلب این شناورها دارای دری در جلوی شناور هستند که با باز شدن، تبدیل به یک سطح شیبدار شده و عمل بارگیری و تخلیه از طریق آن انجام می‌شود.

از اینگونه شناور در نبردهای جنگ جهانی دوم استفاده گسترده‌ای به عمل آمد. نبرد نورماندی و جنگ اقیانوس آرام از بارزترین موارد استفاده از لندینگ کرافت می‌باشند.


زیردریایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
I.n.s. dolfin-03.JPG

زیردریایی یک وسیلهٔ نقیله شناور است که می‌تواند در زیر سطح آب حرکت کند و به ژرفاهایی برسد که غواصان به آن دسترسی ندارند. زیردریایی ممکن است از نوع غیرنظامی (علمی یا گردشگری) باشد یا از نوع نظامی. زیردریایی‌های نظامی با زرادخانه‌ای از جنگ‌افزارها، به ویژه اژدر و موشک مسلح شده‌اند. پیشرفت بزرگ در ساخت زیردریایی‌ها معرفی انرژی هسته‌ای به این عرصه بود که باعث شده تا شعاع عمل زیردریایی‌های هسته‌ای به‌طور قابل توجهی افزایش پیدا کند.

زیردریایی‌های هسته‌ای با داشتن برق کافی برای ایجاد اکسیژن از الکترولیز آب دریا دیگر نیاز به بالا آمدن منظم و مکرر به سطح آب را ندارند و بنابراین بدون نیاز به سوخت‌گیری قادرند تقریبا به طور نامحدود در زیر آب دریا بمانند. تنها محدودیت تامین تجهیزات مصرفی خدمه هم‌چون مواد غذایی، آب شیرین و لوازم بهداشتی و غیره‌است. انرژی هسته‌ای گران است و بنابر این ارائه و کاربرد آن تنها برای زیردریایی‌های نظامی محفوظ می‌باشد.

بدنه زیردریایی‌ها دارای یک حفره طولی است که می‌تواند با هوا یا آب پر شود. برای فرورفتن در آب مخازنی را در بدنه با آب پر می‌کنند و برای بازگشت به سطح آب هوای فشرده‌ای که در مخازن تحت فشار قرار دارد رها شده و مخازن را پر از هوا می‌کند. پروانه‌های زیردریایی توسط هواپیماهای آب‌نشین به بدنه وصل می‌شوند.

تاریخچه ساخت زیردریایی‌ها

در زیردریاییهای اولیه از نیروی دست برای حرکت دادن زیر دریایی در اعماق کمک گرفته می‌شد. در سال ۱۶۲۰ شخص بنام ون دربل اولین زیردریایی را ساخت که می‌توانست در عمق ۴٫۵ متری حرکت کند. حجم داخل این زیردریایی بسیار کم بود، بطوریکه فقط یک نفر می‌توانست داخل آن قرار گیرد و برای حرکت دادن آن در عمق به یک فرد بسیار نیرومند نیاز بود تا بتواند پره‌های جلو و فوقانی را بچرخاند. درحدود سال ۱۷۷۰، دیود باشنل زیردریایی را طراحی کرد که می‌توانست به کمک دست و پدالهای پایی حرکت کند.

حدود ۳۰ سال بعد روبرت فولتون، زیردریایی دیگری ساخت که ۳ نفر گنجایش داشت و برای اولین بار، بالهایی برای تنظیم عمق در زیردریایی تعبیه شد. فولتون سپس تلاش کرد تا زیردریایی دیگری با موتور بخار بسازد. مشکل طراحی این موتورها در آن بود که در زیر آب اکسیژن نبود. بنابراین موتوری طراحی شد که ابتدا آب در سطح آب داخل مخزنی با موتور دیزل (با سوخت گازوئیل) داغ و تبدیل به بخار می‌شد، سپس موتور خاموش می‌شد و زیردریایی به داخل آب شیرجه می‌زد و تا وقتی که بخار داخل مخزن سرد نشده بود، زیردریایی می‌توانست با موتور بخار در عمق دریا حرکت کند.

در سال ۱۸۶۰ زیردریایی دیگری طراحی شد که بطور کامل زیر آب نمی‌رفت و از طریق لوله‌ای که به سطح آب راه داشت، اکسیژن را برای سوخت موتور به داخل زیردریایی مکش می‌کرد. در سال ۱۹۰۴ اولین زیردریایی که با موتور دیزل - الکتریکی کار می‌کرد، در فرانسه ساخته شد. موتورهای دیزل در سطح آب، باطری‌های الکتریکی را شارژ می‌کردند و سپس زیردریایی در آب فرو می‌رفت. در این هنگام موتور دیزل خاموش می‌شد و موتور الکتریکی به کمک باطریهای شارژ شده، زیردریایی را حرکت می‌داد.

پیشینه کاربرد

زیردریایی برای نخستین بار در زمان جنگ داخلی آمریکا استفاده شد. در جنگهای جهانی اول و دوم بویژه جنگ جهانی دوم نبرد زیردریایی‌ها یکی از ویژه‌ترین نبردهای آن جنگ شمرده می‌شود که از آن فیلم‌های زیادی ساخته شده‌است.

در دوران جنگ سرد آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی هر کدام روی به ساخت زیر دریایی اتمی کردند. این زیر دریایی‌ها توانایی ترابری و شلیک موشکهای بین قاره‌ای با کلاهک هسته‌ای دارند. نام زیر دریایی هسته‌ای بخاطر داشتن موتور با سوخت هسته‌ای است که این زیر دریایی‌ها را از سوخت گیری دوباره بی‌نیاز می‌کند. کشورهای انگلیس و فرانسه نیز دارای این زیر دریایی می‌باشند و به تازگی هند با خرید دو فروند زیر دریایی هسته‌ای از روسیه به جمع کشورهای دارای این زیر دریایی پیوسته‌است.

نوع قدیمی‌تر زیر دریایی‌ها، زیردریایی با موتور دیزل است. این نوع زیر دریایی نمی‌تواند مدت زیادی در زیر آب بماند چرا که برای کار به هوا نیاز دارد و معمولا استفاده از موتور دیزل در زیر دریایی‌ها محدود به حرکت در سطح دریا و یا تامین برق مورد نیاز موتورهای الکتریکی زیردریایی است. ایران نیز با خرید مدل نهنگ از روسیه و ساخت آن با استفاده از مهندسی معکوس این نمونه به فن آوری ساخت آن دست یافته‌است. کشورهای زیادی از جمله هلند، آلمان، کشورهای اسکاندیناوی، مصر و اسرائیل دارای این کلاس زیر دریایی هستند.

کلاس آخر زیر دریایی‌های عملیاتی هستند که بعد از جنگ جهانی دوم کمتر ساخته یا از آن بهره برداری شده. این زیر دریایی‌ها کوچک و بیشتر برای عملیات واکنش سریع یا در آبهای کم ژرفا بهره برداری می‌شوند. در جنگ جهانی دوم ژاپن با بهره گیری از این گونه زیر دریایی به بندر پرل هاربر در خشکچه‌های هاوایی آمریکا پاتک زد.


کاربردهای نظامی

تا قبل و در طی جنگ جهانی دوم از زیردریایی‌ها بیشتر برای حمله به شناورهای سطحی استفاده می‌شد. به خصوص حمله به کشتیهای باربری انگلستان و یا از کار انداختن مسیرهای پشتیبانی دریایی ژاپن. برای این منظور زیردریایی‌ها از اژدرها و همچنین توپهایی که داشتند استفاده می‌کردند. زیر دریایی‌های مین‌گذار از اوایل قرن بیستم ساخته شده و در هر دو جنگ جهانی به کار رفتند. همچنین از زیردریایی در عملیاتهای جاسوسی برای پیاده کردن تجهیزات و پرسنل در سواحل دشمن استفاده می‌شد. از زیردریایی در عملیاتهای نجات نیز به خصوص در حملات وسیع جزیره‌ای استفاده شد. زیردریایی‌ها در آن زمان تنها در سطح توان حمله به سایر زیردریایی‌ها را داشتند. بعد از جنگ جهانی دوم با پیشرفت‌هایی که در فناوریهای مربوط به اژدرها، سونار و پیشرانه هسته‌ای توان مقابله با زیردریایی‌های دیگر را به دست آوردند. توسعه موشکهای هسته‌ای قابل پرتاب از زیردریایی و موشکهای کروز قابل پرتاب از زیردریایی توان حمله در بردهای بالا به اهداف زمینی و دریایی را به زیردریایی‌های امروزی داد.

برتری زیردریایی در نبرد توان آن در مخفی شدن در اعماق آب است. این توان با خاصیت رسانایی صوتی آب و توسط سیستمهای سونار قابل خنثی شدن است. مدرن‌ترین زیردریایی‌ها برای رفع این نقص دارای خصوصیت ناپیدایی هستند. سیستمهای پیشرانه پیشرفته، اقدامات و سامانه‌های کاهش صوت برای این مقصود به کار رفته و از این‌رو یافتن و حمله به یک زیردریایی پیشرفته نیازمند شگردهای خاصی است. در سامانه‌های سونار فعال از فرستادن امواج صوتی و تحلیل انعکاس آن برای یافتن دشمن استفاده می‌شود که از جنگ جهانی دوم چنین سیستم‌هایی به کار می‌رفت. اشکال این سونار آشکار کردن محل فرستنده‌است. یک زیردریایی تهدیدی جدی برای کشتیرانی طرف درگیر می‌باشد. به این معنا که رقیب برای مقابله با آن مجبور به استفاده از امکانات و کشتیهای خود در پهنه وسیع دریا برای شناسایی و خنثی سازی آن اقدام و تمامی کشتیهای خود را به اسکورتهای ضد زیردریایی مجهز کند.

آخرین دستاوردها

در سال ۲۰۱۳ نخستین زیردریایی روسیه از نوع زیردریایی هسته‌ای و با نام زیردریایی یوری دولگوروکی، توسط نیروی دریایی این کشور راه‌اندازی شد. این زیر دریایی شامل یک محفظه فرار است. هنگامی که بدنه زیردریایی می‌شکند، خدمه می‌توانند خود را نجات داده و از خطر فرار کنند.[۱]

منابع

Wikipedia contributors، «Submarine، » Wikipedia، The Free Encyclopedia، http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Submarine&oldid=206865034

  • Redford, Duncan. The Submarine: A Cultural History From the Great War to Nuclear Combat (I.B. Tauris, 2010) 322 pages; focus on British naval and civilian understandings of submarine warfare, including novels and film.

جستارهای وابسته


ناوچه سبک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ناوچه سبک بخار فرانسوی دوپلکس (۱۸۵۶-۱۸۸۷)

ناوچه سبک یا گَشت‌ناو[۱] (به انگلیسی: Corvette)‏ یک کشتی جنگی کوچک، با قابلیت مانور بالا و آتشبار سبک است، از ناوچه کوچکتر و از قایق گشت ساحلی بزرگتر است.

در عصر دریانوردی (به انگلیسی: Age of saile)‏ ناوچه‌های سبک از ناوچه‌ها کوچکتر و از کرجی جنگی (به انگلیسی: Sloop-Of-War)‏ بزرگتر بودند، بطور معمول تنها با یک طبقه توپ. تغریبا تمام نیروهای دریایی نوین از کشتیهای کوچکتر از ناوچه برای وظایف ساحلی استفاده می‌کنند، ولی تمامی آنها از واژه ناوچه سبک استفاده نمی‌کنند.

گشت‌ناو پرتغالی باپتیستا د انراده (به انگلیسی: Baptista De Andrade)‏

کشتی‌های دریانوردی

در عصر دریانوردی، گشت‌ناوها، یکی از انواع کشتیهای جنگی کوچک بودند، آنها از لحاظ دسته بندی بسیار نزدیک به کرجی‌های جنگی بودند. نقش ناوچه‌های سبک اغلب دربرگیرنده وظایف گشت ساحلی، جنگهای کوچک، پشتیبانی ناوگانهای بزرگ و یا شرکت در عملیات نشان دادن پرچم(به انگلیسی: Show-the-flage Mission)‏ بود. ناوگان سلطنتی از دهه ۱۶۵۰ آغاز به استفاده از کشتیهای کوچک کرد ولی بطور معلوم از آنها به عنوان کرجی جنگی نام می‌بردند تا ناوچه‌های سبک. نخستین منابع دال بر استفاده از نام ناوچه سبک به نیروی دریایی فرانسه در دهه ۱۶۷۰ برمی‌گردد که اصل واژه به احتمال قوی از همینجا بوجود آمده‌است. ناوگان سلطنتی از این لفظ استفاده نمی‌کرد تا بعد از جنگهای ناپلئون برای توصیف کشتیهای رده بندی نشده کوچک که به کرجی شباهت داشتند.

بیشتر گشت‌ناوها و کرجی‌ها در سدهٔ ۱۷ در حدود ۴۰ تا ۶۰ فوت (۱۲ تا ۱۸ متر) طول و ۴۰ تا ۷۰ تن (۳۶ تا ۶۴ تن متریم) وزن داشتند، آنها ۴ تا ۸ توپ بر روی یک طبقه با خود حمل می‌کردند. ظرفیت و ابعاد ناوچه‌های سبک به آرامی زیاد شد تا جایی که در قرن ۱۸ طول آنها به حدود ۱۰۰ فوت (۳۰ متر) رسید و وزنشان بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ تن (۳۶۵ تا ۸۴۴ تن متریک) رسید. یکی از بزرگترین کشتیهای عصر دریانوردی کشتی آمریکایی کانستلیشن (به انگلیسی: Constellation)‏ بود که در ۱۸۵۵ ساخته شد. کشتی ۷۶ فوت (۵۴ متر) طول داشت و ۲۴ توپ حمل می‌کرد، اندازه آن بقدری بزرگ بود که بعضی از صاحبنظران امور دریانوردی آن را یک ناوچه می‌دانند. البته از آن همچنین به عنوان کرجی جنگی نام برده شده‌است

کشتی‌های بخار

کشتیهای عصر بخار نسبت به اجداد خود سریع‌تر و با قابلیت مانور بالاتر بودند. ناوچه‌های سبک در این دوره در کنار قایق‌های توپدار برای مأموریت‌های مستعمراتی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. استفاده از رزم‌ناو و دیگر کشتیهای بزرگ در مقابل مردم محلی در آفریقا و خاور دور که معمولاً مطیع بودند غیر ضروری بود.

جنگ جهانی دوم

ناوچه‌های سبک مدرن در جریان جنگ جهانی دوم به عنوان کشتی گشتی و کشتی محافظتی برای کاروان‌های دریایی در آمدند زیرا به آسانی ساخته می‌شدند. طراح بریتانیایی ویلیام رید (به انگلیسی: William Reed)‏ کشتی کوچکی بر اساس کشتی یک ملخه شکار نهنگ کمپانی اسمیت داک (به انگلیسی: Smith Dock)‏ طراحی کرد، طراحی بسیار ساده و استاندارد آسان ساختن محلی آن به تولید سریع آن در اسکله‌ها و کارگاههای کوچک به مقدار انبوه کمک کرد. وزیر وقت، وینستون چرچیل، که بعدها فرمانده کل شد، در استفاده از نام ناوچه سبک سهم به‌سزایی ایفا کرد اولین ناوچه‌های کلاس گل (به انگلیسی: Flower Class)‏ بودند (کشتیهای ناوگان سلطنتی با نام انواع گلها نامگذاری می‌شدند، در ناوگان سلطنتی کانادا اسامی شهرهای کوچک را انتخاب می‌کردند). ماموریت اصلی اولین ناوچه‌های سبک در جریان جنگ جهانی دوم حفاظت از کشتیهای تجاری در آتلانتیک شمالی در راه آنها برای رساندن تدارکات از بریتانیا به اتحاد جماهیر شوروی بود. ناوچه‌های سبک گل-کلاس در اصل برای عملیاتهای محافظتی در مناطق نه چندان دور از ساحل طراحی شده بودند، و طراحی ایده آلی برای اسکورت ضد زیردیایی نبودند، طول آنها برای عملیات در اقیانوس باز بسیار کم بود، تجهیزات ضد هوایی سبکی داشتند، کمی از کشتیهای تجاری که اسکورت می‌کردند سریعتر بودند (یک مشکل بسیار بزرگ ظهور زیردریایی‌های آلمانی (به آلمانی: U Boat)‏ بود که عملاً سریعتر بودند)، با اینکه قابلیت مانور بالا داشتند و در دریا خوب عمل می‌کردند، ولی وضعیت زندگی خدمه برای سفرهای طولانی در اقیانوش واقعاً وحشتناک بود. به همین دلیل، ناوچه‌های سبک برای عملیاتهای اسکورت در ناوگان سلطنتی جای خود را به ناوچه‌ها دادند که بزرگتر، سریعتر، آتشبار بهتر و دارای دو محور (دو ملخه) بودند. به هر حال، بسیاری از کارگاه‌های ساخت کشتی امکانات ساخت کشتیها با اندازه ناوچه را نداشتند، به همین دلیل ناوچه‌های سبک قلعه-کلاس (به انگلیسی: Castle Class)‏ که طراحی بهتری داشتند در اواخر جنگ معرفی شدند که بعضی از آنها تا میانه‌های ده ۱۹۵۰ در خدمت بودند.

ناوگان سلطنتی استرالیا ۶۰ فروند ناوچه کلاس باترست (به انگلیسی: Bathurst Class)‏ ساخت، شامل ۲۰ ناوچه سبک برای ناوگان سلطنتی انگلستان با خدمه استرالیایی، و ۴ ناوچه سبک برای ناوگان سلطنتی هندوستان. این ناوچه‌های سبک که رسما از آنها با عنوان ناوچه‌های سبک مین‌جمع‌کن استرالیایی و یا کرجی مین‌جمع‌کن توسط ناوگان سلطنتی نام برده می‌شود، نام‌های خود را از روی شهرهای استرالیا گرفته‌اند.

ناوچه آفریقای جنوبی که توسط اس ان ای به عنوان یک ناوچه سبک درنظر گرفته شده‌است
ناوچه سبک نیروی دریای آلمان
ناوچه سبک فوق مدرن ویزبی نیروی دریایی سوئد که برخی معتقدند پیشرفته ترین ناوچه سبک در جهان است که به طور کامل از تکنولوژی رادارگریز استفاده می‌کند

ناوچه‌های سبک مدرن

اکثر نیروهای دریایی در قرن ۲۰ و ۲۱ به سمت شناورهای سطحی کوچکتر که قابلیت مانور بالا دارند متمایل شدند. این شناورها با وزنی بین ۵۴۰ تا ۲۷۵۰ تن (۵۵۰ تا ۲۸۰۰ تن متریک) و اندازه بین ۱۸۰ تا ۳۳۰ فوت (۵۵ تا ۱۰۰ متر) در طول معمولاً به توپهای با کالیبر کوچک و متوسط، موشکهای سطح به سطح، موشکهای زمین به هوا، و سلاح‌های جنگ‌های زیر سطحی مجهزند. بسیاری توانایی جای دادن یک بالگرد کوچک تا متوسط را دارند.

کلاس ناوچه‌های سبک حال حاضر

خیلی از کشورها امروزه از ناوچه‌های سبک استفاده می‌کنند. برخی از آنها شامل، سوئد، آلمان، آفریقای جنوبی، هند، چین، اسرائیل، لهستان، ترکیه، یونان و روسیه و کشورهایی که با دریاهای کوچک هم مرز هستند، همانند دریای بالتیک، و خلیج فارس تمایل بیشتری برای ساخت ناوچه‌های سبک کوچکتر با قابلیت مانور بالا را دارند.

ناوچه اسپانیایی دسکیوبیترا (به انگلیسی: Descubietra)‏ که در حال حاضر در نیروی دریایی مراکش و مصر خدمت می‌کند ناوچه سبکی به وزن ۱۴۰۰ تن می‌باشد. شاید بتوان یکی از پیشرفته‌ترین ناوچه‌های سبک حال حاضر دنیا ناوچه سبک ویزبی-کلاس (به انگلیسی: Visby Class)‏است که در خدمت نیروی دریایی سوئد است. اولین کشتی جنگی عملیاتی دنیا که بطور کامل از تکنولوژی رادار گریز استفاده می‌کند.

ایالات متحده آمریکا نیز در حال توسعه کشتی جنگی ساحلی (به انگلیسی: Littoral Combat Ship)‏ است که بسیار به ناوچه سبک شباهت دارد. (به انگلیسی: LCS)‏ها قرار است جایگزین ناوچه‌های سبک الیور هزارد پاری ـ کلاس (به انگلیسی: Olive Hazard Pary Class)‏ در نیروی دریایی آمریکا شوند.

کشتی جدید آلمانی براوشویگ (به آلمانی: Brauschweig)‏ که برای کمک به شناورهای واکنش سریع آلمان طراحی شده‌است هم به فناوری رادارگریز مجهز است و توانایی حمله از زمین را دارد.

ترکیه در ژوئیه ۲۰۰۵ آغاز به ساخت اولین از ۱۲ ناوچه سبک میگلم - کلاس (به انگلیسی: Milgem Class)‏ کرده‌است که اولین کشتی با نام هیبلیادا (به انگلیسی: Heybeliada)‏ در سال ۲۰۱۰ وارد خدمت خواهد شد. طراحی مفهومی و شرح نوع عملیات آن بسیار به‌ها شباهت دارد.

نیروی دریایی یونان در حال حاضر از کشتیهای سوپر ویتا (به انگلیسی: Super-Vita)‏ استفاده می‌کند که وزن آنها حداکثر ۵۸۰ تن است. البته نیروی دریایی یونان این کشتیها را در کلاس شناورهای موشک انداز تندرو طبقه بندی می‌کند. شناور مشابه کیلیک (به انگلیسی: Kilic)‏ قایق تندروی موشک انداز نیروی دریایی ترکیه‌است که توسط لورسن ورنت طراح آلمانی کشتی در کلاس ناوچه‌های سبک رده بندی شده‌است. نیروی دریایی اندونزی ناوچه‌های سبک تولید داخلی را دریافت خوهد کرد با نام ۱۰۴ این احتمال وجود دارد که این ناوچه‌ها سبک با موشکهای سی-۸۰۲ مجهز شوند که در حال حاضر بر روی قایق‌های تندروی گشتی داخلی اف پی بی - ۵۷ نصب است.


ناوچه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ناوچه فوق مدرن ناوگان سلطنتی نروژ مجهز به فناوری رادارگریز.

ناوچه (برابر فرهنگستان: پاس‌ناو[۱]) (به انگلیسی: frigate)‏ به یکی از انواع کشتی‌های جنگی اطلاق می‌شود که البته نوع این کشتیها در گذر زمان تغییر کرده است.

ناوچه در علوم نیروی دریایی جدید برای حفاظت از دیگر کشتیها بخصوص به عنوان یک ضد زیردریایی بکار می‌رود، البته کلاس کشتی در مواقع بسیاری با ناوچه‌های سبک، ناوشکنها، ناوها و حتی رزمناوها اشتباه می‌شود. ناوچه به دید مدرن توسط ناوگان سلطنتی بریتانیا در میانه جنگ جهانی دوم به کشتیهایی اطلاق می‌شد که کمی از ناوچه‌های سبک بزرگ‌تر بودند و کمی از ناوشکن‌ها کوچک‌تر. اولین کاربرد ناوچه به عنوان ضد زیردریایی بود.

فرهنگستان زبان فارسی، پاس‌ناو (frigate) را این‌گونه تعریف می‌کند: «نوعی کشتی جنگی که می‌تواند به‌طور مستقل یا همراه با نیروهای آب‌خاکی و ضربتی و ضدزیرسطحی علیه تهدیدات سطحی یا زیرسطحی و هوایی عمل کند و سلاح‌های آن شامل توپ‌های سه و پنج اینچی دومنظوره و سلاح پیشرفتۀ ضدزیردریایی است.»[۲]

عصر دریانوردی

اصلیت

اصلیت واژه ناوچه در معنای اروپایی آن به مدیترانهْ سدهٔ ۱۵ برمی‌گردد که به کشتیهای بادبان‌دار کلاس-پارو به همراه بادبان و اسلحله سبک اطلاق می‌شد. در قرن ۱۷ ٫ واژه ناوچه در انگلستان برای تعریف نوعی کشتی که کوچک ٫ دراز ٫ جنگی و با اسلحه کوچک و تعداد زیادی خدمه داشت توسط دونکرک پرایوتیرز (به انگلیسی: Dunkirk Privateers)‏ برای کشتی با برد کم در اقیانوس اطلس شمالی و شرقی و کانال دوور اطلاق می‌شد. بزودی واژه ناوچه به تمام خانواده کشتیهای جنگی سبک و سریع اطلاق شد ٫ اولین کشتی در خدمت بریتانیا کانستنت وارویک (به انگلیسی: Constant warwick)‏ بود که در ۱۶۴۵ وارد خدمت شد.

به این دلیل که نیروی دریایی بریتانیا احتیاج به کشتیهایی با پایداری بیشتر از آنچه دانریک می‌توانست تولید کند بود ٫ واژه ناوچه به زودی به تمام خانواده کشتیهای سبک و زیبا نیز اطلاق شد. حتی سورن دریای عظیم به عنوان یک ناوچه بعد از تغییرات در آن در ۱۶۵۱ توصیف شد

ناوگان ساخته شده در کشورهای همسود در دهه ۱۶۵۰ بطور کل در بر گیرنده کشتیهایی بود که به عنوان ناوچه توصیف می‌شدند، که بزرگترینشان دارای دو عرشه بودند ٫ ناوچه‌های بزرگ، رده سوم، آنها ۶۰ توپ داشتند، این شناورها توانایی و عظمت کشتی‌های بزرگ زمان را داشتند، البته بیشتر کشتی‌های آن زمان به عنوان ناو استفاده می‌شدند، کشتی سریع و مستقل.

بر پایهٔ سامانهٔ رده‌بندی ناوگان سلطنتی بریتانیا، اجرا شده در درهه ۱۶۶۰، ناوچه‌ها معمولاً در ۵ رده بندی قرار می‌گرفتند، در حالی که ناوچه‌ها با داشتن ۲۸ توپ در رده بنده شش قرار می‌گرفتند.

ناوچه کلاسیک

لیست کشورهای دارای ناوچه[۱]

توجه شود که ناوچه‌های طرابلسی، الجزایری و تونسی تماما تحت عنوان ترکیه به‌شمار آمده‌اند و تمام دولت‌شهرهای ایتالیایی به عنوان ایتالیا برشمرده شده‌اند.

ناوچه‌های دریانوردی
(۱۶۴۰-۱۸۶۰)
ناوچه‌های بخار
(۱۸۳۰-۱۸۸۰)
ناوچه‌های مدرن
(۱۹۴۰-عصر حاضر)
ناوچه‌های حال حاضر


استرالیا استرالیا
اتریش اتریش



کانادا کانادا
دانمارک
دانمارک
مصر مصر



فنلاند
فرانسه فرانسه فرانسه France
آلمان آلمان آلمان آلمان

یونان یونان یونان



هند



ایران
Italy Italy Italy Italy
هلند

Netherlands


New Zealand New Zealand



Norway

Peru Peru Peru
Portugal


Russia Russia Russia



Singapore
Spain Spain
Spain
Sweden


ترکیه
ترکیه ترکیه
United Kingdom United Kingdom United Kingdom United Kingdom
United States United States United States United States


Republic of China (Taiwan) Taiwan

Note that the People's Republic of China also currently operates the Jianghu and Jiangwei class frigates, as well as constructing the 054 Jiangkai series of modern stealth frigates


ناوشکن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ناوشکن بریتانیایی اچ‌ام‌اس دیرینگ که در سال ۲۰۰۶ به آب انداخته‌شد، جدیدترین و نوین‌ترین ناوشکن عملیاتی جهان است.

ناوشکن (به انگلیسی: Destroyer)‏ یک کشتی جنگی سریع، با توان مانور بالا و همزمان پایداری زیاد است که برای مقاصد اسکورت شناورهای بزرگتر در ناوگان‌های دریایی و یا گروه نبرد بکار می‌رود (در اصل قایق‌های اژدرافکن، بعدها زیردریایی‌ها و هواپیماها).

پیش از جنگ جهانی دوم ناوشکن‌ها شناورهای سبکی با توان پایداری پایین بودند برای عملیات‌های غیر محافظتی اقیانوسی. معمولاً ناوشکن‌ها با یکدیگر به ماموریت فرستاده می‌شوند. در جریان و پس از جنگ جهانی دوم، ناوشکن‌ها بزرگتر و بسیار قویتری با توانایی شرکت در عملیات‌های منفرد ساخته‌شدند، به‌ویژه به عنوان ناو که در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ساخته شدند.

در آغاز سدهٔ ۲۱، ناوشکن‌ها سنگین‌ترین واحدهای جنگ سطحی برای استفاده عمومی هستند. تنها سه کشور (آمریکا، روسیه و پرو) ناوهای سنگینتر در خدمت دارند و هیچ کشوری نبردناو در خدمت ندارد. ناوشکن‌های مدرن، که همچنین به عنوان ناوشکن موشک‌انداز شناخته می‌شوند، از دید تُناژ (وزنی) با ناوهای جنگ جهانی دوم یکی هستند ولی از دید قدرت آتش خیلی با آنان متفاوتند.

تاریخ آغازین

پدیدارشدن ناوشکن‌هاو بهینه‌سازی آنان تا جنگ جهانی دوم، با اختراع اژدر در ارتباط بوده‌است. اختراع اژدرهای ملخ‌دار خودپیشران (به انگلیسی: Self-propelled torpedo)‏ در دهه ۱۸۶۰ به یک طرف درگیر این امکان را داد که تنها با یک پرتاب‌کننده که اژدر از آن رها می‌شد یک ناوگان قوی دشمن را نابود کند.

قایق‌های تند برای حمل اژدر ساخته‌شدند که قایق اژدرافکن نام دارند. این قایق‌ها در دهه ۱۸۸۰ به کشتی‌های کوچک ۵۰-۱۰۰ تُنی تبدیل شدند که به اندازه کافی تند و سریع بودند که از دست قایق‌های مراقبتی دشمن بگریزند.

نخستین پاسخ به پدیدارشدن قایق‌های اژدرافکن، ساخت قایق‌های محافظتی سریعتر با آتشبار سنگین‌تر بود که شکارچی (به انگلیسی: Catchers)‏ نام گرفتند.

در ابتدا تهدید با اژدرها تنها زمانی بود که ناوها در بندر لنگر انداخته بودند؛ ولی به مرور ساخت اژدرها با برد بیشتر و سریعتر سبب تهدید ناوبری در دریا نیز شد. پس از اینکه نیاز به اسکورت ناوگان‌ها توسط شکارچی در دریای نیز احساس شد، این قایق‌ها می‌بایست تحمل و توانایی سفرهای دریایی را نیز می‌داشتند، در نتیجه به طول آنان افزوده‌شد و بزودی بطور رسمی قایق اژدرافکن‌شکن نام گرفتند و پس از آن شکننده (ناوشکن) نامیده‌شدند.

زمانی رسید که ناوشکن‌ها خیلی بیشتر از یک شکارچی حفاظتی بودند، این ایده مطرح شد که خود آنان می‌توانند نقش اژدرافکن را نیز داشته‌باشند، بنابراین لوله‌های پرتاب اژدر به آنان افزوده‌شد. در آن زمان و حتی در زمان جنگ جهانی اول تنها عملکرد ناوشکن‌ها حفاظت از ناوگان خودی از حمله اژدرافکن‌ها و انجام حمله متقابل به رزم‌ناوهای دشمن بود. وظیفه اسکورت کشتی‌های بازرگانی در آینده به آنان افزوده‌شد


ناو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
'ناو موشک انداز یواس اس پورت رویال، ساخت آمریکا 1992'

ناو یک نوع کشتی جنگی بزرگ است که به صورت عمده از اواخر سدهٔ نوزدهم تا پایان جنگ سرد کاربرد داشت.,

نخستین ناوها برای ماموریتهای منفرد و یا حفاظت از ناوگان‌ها به کار می‌رفت ولی طی سالیان گذشته کاریری این کشتی‌ها بصورت عمده دگرگون شده و امروزه عموماً با ناوشکن‌ها جایگزین شده‌اند. از دیدگاه تاریخی ناو به شناورهای کوچکی گفته می‌شد که می‌توانست بدون وابستگی به یک ناوگان ماموریتهای خود را نظیر شبیخون زدن به کشتی‌های تجاری دشمن انجام دهد. در اواخر سدهٔ نوزدهم واژه ناو به هرگونه شناوری که توانایی انجام چنین ماموریتی داشت اطلاق می‌شد و از دهه ۱۸۹۰ تا اواخر ۱۹۵۰ ناوها گونه‌ای از کشتی‌های جنگی بودند که از لحاظ پهنا و درازا از رزمناوها کوچک‌تر و از ناوشکن‌ها بزرگترند. بدلیل اینکه کشتی‌های بزرگ‌تر معمولاً در نزدیک پایگاه باقی می‌ماندند در طول این سالیان ناوها بعنوان سلاح دوربرد نیروهای دریایی به‌شمار می‌آمدند و همچنان وظیفه آنها ردیابی و انهدام کاروانهای تدارکاتی و پشتیبانی دشمن بود.

ناو ژاندارک مربوط به نیروی دریایی فرانسه تنها ناو بالگردبر دنیا ساخت سال ۱۹۶۱

در اواخر سدهٔ بیستم با بازنشسته شدن رزمناوها، ناوها به بزرگترین جنگده شناور تبدیل گشتند و ماموریت آنها بیشتر حفاظت ناوگان‌ها از حملات هوایی و حمله ناوشکنهای دشمن بود. در ابتدای قرن بیستم ناوها سنگین‌ترین کشتی نظامی در حال کار بوده که فقط پنج کشور ایالات متحده، روسیه، فرانسه، ایتالیا، پرو از آنها بهرهمند بودند و در حال حاضر با مرخص کردن ناو Vittorio Veneto توسط ایتالیا، و تنها ناو فرانسه، فقط سه کشور باقیمانده دارای ناو هستند.

ناو HMS Repulse in 1919
ناو (USS Atlanta (CL-51
ناو نیروی دریایی روسیه بنام Kirov-class
'ناو موشک انداز یواس اس کیپ سنت جورج رویال، ساخت آمریکا در حال شلیک کردن یک موشک تام هاوک
BAP Almirante Grau (CLM-۸۱), a De Zeven Provincien class cruiser of the Peruvian Navy, the only 'traditional' cruiser reliant on guns still in service, launched in ۱۹۴۱.


رزم‌ناو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
رزم ناو هود بزرگترین رزم‌ناوی که تا به حال ساخته شده، در زمانی که به آب انداخته شد حتی از نبردناوهای موجود هم بزرگتر بود.

رزم ناو (به انگلیسی: Battlecruiser)‏ نوعی از ناوهای زره‌دار هستند که هزینه ساخت بالا همچون نبردناو دارند ولی در ساخت آنها از قدرت آتش و زره به نفع سرعت بالا کاسته شده است. اولین رزم ناو اینوینسبل انگلیسی بود که به سال ۱۹۰۷ به آب انداخته شد. در جنگ جهانی دوم انگلستان آلمان و ژاپن به ساخت رزم ناو پرداختند و در بسیاری از نبردهای دریایی این رزم ناوها شرکت داشتند. پس از شروع جنگ جهانی دوم به بعد دیگر هیچ رزم ناوی ساخته نشد چرا که نیاز به ساخت هواپیمای بیشتر ساخت این ناوها را در اولویت قرار نمی‌داد.

محتویات

اولین رزم ناوها

در انتهای قرن نوزدهم ناوهای مدرن زره‌دار قدرت سریع و توانایی بود که به راحتی می‌توانست مسیرهای تجاری جهانی را تهدید کند. لذا نیروی دریایی انگلستان و آدمیرال فیشر به این فکر افتادند که برای مقابله با این خطر ساخت ناوهای پرسرعت و زره‌داری را در برنامه قرار دهند. در آن زمان (۱۹۰۲-۱۹۰۴) تفکر غالب نیروی دریایی ساخت رزم‌ناوهای قدرمند بود، فیشر ایده مسلح سازی نبردناو با توپهای دوازده اینچ (همانند رزم‌ناوها) را اجرا کرد و به این ترتیب این کلاس از با سه نبردناو کلاس ایوینسبل خلق شد. ساخت آنها تا ۱۹۰۸ به طول انجامید. سرعت آنها ۲۵ گره دریایی بود و هر یک هشت توپ دوازده اینچی (در مقایسه ده تا روی رزم‌ناو دردنات) داشتند. زره بدنه آنها ۶ تا ۷ اینچ ضخامت داشت (در برابر یازده اینچ زره دردنات). نقش آنها عملیات شناسایی سنگین و ردگیری گروه‌ناوهای دشمن بود، سرعت بالای آنها این اجازه را می‌داد که از آتش دشمن بگریزد و قدرت بالای توپهای آن در نبرد بر علیه یک رزم‌ناو درگیر با رزم‌ناو خودی کارآمد بود. همچین در تعقیب دشمن درحال عقب نشینی کارآمد بود.

رزم ناو اینوینسبل اولین از نوع خود بود.

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی دوم

جنگ سرد

جستارهای وابسته


نبردناو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
قدرت آتش نبردناو یواس‌اس آیووا
نبرناو بریتانیایی اچ‌ام‌اس ون‌گارد آخرین نبردناو ساخته شده

نَبَردناو نوعی کشتی جنگی بزرگ با زره ضخیم است که دارای توپخانه‌ای با بزرگترین قطرینهٔ (کالیبر) توپ است.[۱]

نبردناوها از سال ۱۸۷۵ تا پایان جنگ جهانی دوم قدرتمندترین کشتی‌های جنگی به شمار رفته و با قدرت آتش و زره بهتری نسبت به رزم‌ناوها، ناوها و ناوشکن‌ها اهمیتی استراتژیکی فوق‌العاده‌ای داشته و نمادی از قدرت ناوگان دریایی یک کشور به شمار می‌رفتند اما پیشرفت هواپیماهای جنگی و افزایش برد آن‌ها و همین‌طور ساخت بمب‌ها و موشک‌های هدایت‌شونده موجب شد تا اهمیت توپ‌های بزرگ و دوربرد رو به کاهش بگذارد. زره نبردناوها هم به هیچ‌وجه قدرت حفاظت از آن‌ها در مقابل برخورد موشک‌های دارای کلاهک هسته‌ای را نداشت و مشخص شد که احتمال درگیری بین نبردناوها بسیار پایین است، در نتیجه تمامی کشورها نبردناوهای خود را که هزینه تولید و نگهداری بسیار سنگینی داشتند از نیروی دریایی خارج کردند. هرچند آمریکایی‌ها در دهه ۱۹۸۰ مجددا ۴ نبردناو کلاس آیوای ساخت جنگ جهانی دوم خود را به خدمت فراخواندند اما آن‌ها نیز در اوایل دهه ۱۹۹۰ از فعالیت خارج شده و آخرین آن‌ها در سال‌ ۲۰۰۶ به طور قطعی از فهرست تجهیزات ارتش خارج شد.

طراحی نبردناوها به مرور در طول زمان با فناوری دگرگون شده‌است. در سال ۱۹۰۶، نبردناو بریتانیایی هرالدد (به انگلیسی: HMS Dreadnaught Heralded)‏ انقلابی بود در طراحی نبردناوها، و برای سالیان دراز نبردناوهای نوین با نام بی پروا (به انگلیسی: Dreadnought)‏ مورد خطاب قرار می‌گرفتند.

نبردناوها برای دهه‌ها نماد افتخار و قدرت نیروهای دریایی و شکوه و توان ملی بودند. نبردناوها یک عامل مهم در نیروهای نظامی و سیاست بودند به طوری که رقابت تسلیحاتی آغاز سدهٔ بیستم بر سر ساختن نبردناوها یکی از دلایل اصلی آغاز جنگ جهانی اول بود، که در آن یکی از بزرگترین برخوردهای ناوگان‌های دریایی در نبرد جوتلند (به انگلیسی: Battle of Jutland)‏ اتفاق افتاد. پیمان‌های دریایی دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ تعداد نبردناوها را محدود کرد ولی باعث پایان تحول در طراحی آنها نشد.

در جریان جنگ جهانی دوم هر دو گروه متحدین و متفقین از نبردناوهای جدید و قدیمی استفاده می‌کردند.

با این حال برخی از تاریخدانان و نظریه‌پردازان علوم دریایی ارزش نبردناوها را زیر سوال می‌بردند. به غیر از نبرد جوتلند، برخورد بین نبردناوها بسیار اندک بوده‌است. با وجود قدرت آتش و زراده فوق‌العاده آنها، اغلب رزم‌ناوها در مقابل شناورهای بسیار ارزانتر و کوچکتر و به ویژه اژدرها و مین‌های دریایی و بعدها هواپیماها و موشکهای هدایت شونده بسیار آسیب‌پذیر بوده و هستند. با افزایش برد نبردها در طول جنگ جهانی دوم، نبردناوها جای خود را به عنوان رکن اصلی ناوگان‌های دریایی به ناوهای هواپیمابر دادند.

نبردناوها در نیروی دریایی ایالات متحده در دوران جنگ سرد تنها برای مقاصد پشتیبانی توپخانه به کار رفتند و سرانجام آخرین نبردناو دنیا در مارس سال ۲۰۰۶ از فهرست کشتیهای ایالات متحده خارج شد.


ناو هواپیمابر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویری هوایی از سه ناو هواپیمابر و یک ناو بالگردبر ایالات متحده آمریکا از چهار کلاس متفاوت به همراه کشتی‌های محافظ متعلق به ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا در خلیج فارس.
نقشهٔ کشورهای دارای ناو هواپیمابر؛ آبی پررنگ: کنونی، آبی کم‌رنگ: دارندگان تاریخی

ناو هواپیمابر یک کشتی جنگی است که برای حمل کردن و پوشش دادن هواپیما‌ها و هلیکوپترهای جنگی طراحی شده‌است و به عنوان یک فرودگاه شناور عمل می‌کند، و اینگونه هواپیماها می‌توانند بدون سوخت‌گیری و توقف، عملیات در مسافت‌های دور را انجام دهند. ناوهای هواپیمابر آمریکا قادر هستند 15 سال بدون توقف حرکت کنند.

ناوهای هواپیمابر آمریکایی و ناو هواپیمابر شارل دوگل فرانسوی‌ها از یک نیروگاه هسته‌ای برای تامین انرژی مورد نیازشان استفاده می‌کنند که به آنها اجازه می‌دهد مدت‌ها دور از آشیانه بی نیاز از سوخت گیری بمانند اما بقیه ناوها از سوخت‌های متعارف استفاده می‌کنند.

ناو هواپیمابر یک جنگ‌افزار بسیار گران‌قیمت است که بهای آن گاه تا ۴٫۵ میلیارد دلار می‌رسد. از این رو در سال ۲۰۱۱ تنها ۲۱ ناو هواپیمابر در حال فعالیت هستند که از این تعداد ۱۱ ناو متعلق به ایالات متحده آمریکا است. دو کشور اسپانیا و ایتالیا هر کدام دارای دو فروند ناو هواپیمابر هستند و شش کشور روسیه، بریتانیا، فرانسه، هند، برزیل، تایلند هر کدام یک ناو هواپیمابر در اختیار دارند.

چین نیز در حال بازسازی و تکمیل یک ناو هواپیمابر سابق شوروی است و هند و بریتانیا نیز هر کدام دو ناو هواپیمابر دیگر را در دست ساخت و بازسازی دارند. آمریکا نیز علاوه بر ۱۱ ناو فعال خود، یک ناو ذخیره، و یک ناو در حال ساخت داشته و سفارش تولید دو ناو دیگر را هم داده‌است.

ژاپن (۲۰ ناو)، کانادا (۳ ناو)، استرالیا، (۳ ناو)، آرژانتین (۲ ناو) و هلند (۱ ناو)، هم در گذشته صاحب ناو هواپیمابر بودند.

سنگینترین ناوهای هواپیمابر دنیا ناوهای آمریکایی کلاس نیمیتز هستند که شامل ۱۰ ناو با وزنی بین ۱۰۰ تا ۱۰۴ هزار تن می‌شوند و بین‌ سال‌های ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۹ وارد نیروی دریایی شده‌اند. سبک‌ترین ناو هواپیمابر فعال نیز ناو چاری ناروبت تایلند با ۱۱۴۰۰ تن و سنگینترین ناو هواپیمابر غیرآمریکایی ناو دریادار کوزنتسف روس‌ها با ۵۵ هزار تن وزن است.

در اوایل سدهٔ ۲۱ ناوهای هواپیمابر در سرتاسر جهان گنجایش حمل ۱۲۵۰ هواپیما را داشتند.

ناوهای هواپیمابر معمولاً با چند کشتی دیگر به صورت گروهی حرکت می‌کنند. این کشتی‌ها می‌توانند تجهیزات پدافندی یا لوازم یدکی برای هواپیماها را تأمین کنند. معمولاً چند کشتی دیگر وظیفه محافظت از ناو اصلی را دارند مانند سامانه‌های پیش‌اخطار یا دفاع موشکی.

ناو هواپیمابر را نباید با ناو که کشتی جنگی کاملا متفاوتی است اشتباه گرفت.

عرشه پرواز

نخستین پرواز و فرود یک هواپیمای جت بر عرشه یک ناو هواپیمابر را جنگنده هاویلند ومپایر در دسامبر ۱۹۴۵ انجام داد.
ناو جنگی یو اس اس آیووا BB-61 که در حال شلیک ۹ گلوله۵۰/"۱۶ و ۶ گلوله ۳۸/"۵ میباشد

عرشه پرواز ناوهای هواپیمابر به طور کلی به دو صورت کلی است:

نوع اول که توسط ایالات متحده آمریکا استفاده می‌شود به صورت زیر کار می‌کند:

بیشتر ناوهای موجود دارای عرشه تختی هستند که به عنوان محل فرود و پرواز هواپیماها عمل می‌کند.

هواپیما‌ها برای به پرواز در آمدن باید به سرعت معینی برسند ولی باندهای پرواز در ناوهای هواپیما بر به نسبت کوتاه هستند و این امکان را برای هواپیماها فراهم نمی‌آورند. از این رو در ناوهای هواپیما بر از وسیله‌ای به نام منجنیق استفاده می‌شود. منجنیق‌ها که با موتور بخار کار می‌کنند به هواپیما شتاب لازم برای پرواز را می‌دهند. قدرت این منجنیق‌ها به قدری است که در طول تنها ۲ ثانیه سرعت هواپیما را از ۰ به ۱۶۵ مایل در ساعت می‌رسانند. این کار باعث می‌شود که هواپیما سرعت لازم برای پرواز را کسب کند همچنین برای فرود آمدن هواپیمایی که ۱۵۰ مایل بر ساعت سرعت دارد مجهز به یک دم زنجیری است که باید آن را به یکی از ۴ کابل موجود روی باند گیر بیندازد که بعد از ۹۶ متر مسافت متوقف می‌شود در ناوهای هواپیما بر برعکس فرودگاه‌ها برای فرود آمدن هواپیما نباید سرعت خود را به کمترین حالت برساند بلکه باید دارای سرعت کافی باشد که در صورت ناتوانی خلبان در درگیر کردن دم زنجیری و کابل‌ها هواپیما با سرعتش بتواند از سوی دیگر ناو دوباره به پرواز در آید به علت مشکل بودن این کار معمولاً از برجسته‌ترین خلبانان برای ناوهای هواپیما بر استفاده می‌شود.

نوع دوم ناوهای هواپیمابر که ایالات متحده از آن استفاده نمی‌کند به گونه‌ای طراحی شده‌است که به منجنیق نیازی ندارد. در عوض دارای یک سکوی پرواز است. این نوع ناوها بیشتر هواپیماهای عمودپرواز VTOL یا STOVL (هواپیماهایی که به صورت عمود فرود می‌آیند و با طی مسافت کمی پرواز می‌کنند) را حمل می‌کند.

کشتی نفت‌کش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کشتی نفت‌کش شناور ویژه‌ای است که برای حمل مقادیر بالای نفت طراحی شده‌است. به طور کلی دو نوع تانکر نفت وجود دارد، تانکر نفت خام و تانکر فرآورده‌های نفتی.

به نفت‌کش بزرگی که ظرفیت آن از ۱۶۰ تا۳۲۰ هزار تن باشد اصطلاحاً نفت‌کش غول‌پیکر (VLCC) گفته می‌شود. به نفت‌کش بسیار بزرگی که ظرفیت آن بیش از ۳۲۰ هزار تن باشد نفت‌کش کوه‌پیکر (ULCC: Ultra Large Crude Capacity) می‌گویند. کشتی نفتکش مخصوص حمل نفت خام به صورت فله طراحی و ساخته شده است. این کشتی ها در ابعاد مختلف وجود دارند. سطح عرشه این کشتی ها از لوله ها و پمپ ها پوشیده شده است که مخصوص حمل و انتقال نفت خام هستند. نفتکش جدید دارای پوشش های خاص برای جلوگیری از نشت نفت به آب دریا هستند. ظرفیت و اندازه این نفتکش ها متفاوت است ولی برای طبقه بندی آنها حدودی را تعریف کرده اند که بر حسب گنجایش نفت خام تقسیم بندی شده است. هندی سایز : بین ۱۰/۰۰۰ تا ۳۴/۹۹۹ تن هندی مکس : بین ۳۵/۰۰۰ تا ۴۹/۹۹۹ تن پانا مکس : بین ۵۵/۰۰۰ تا ۷۹/۹۹۹ تن افرا مکس : بین ۸۰/۰۰۰ تا ۱۱۹/۰۰۰ تن سوئز مکس : بین ۱۲۰/۰۰۰ تا ۱۹۹/۹۹۹ تن (Very Large Crude Carrier (VLCC  : بین ۲۰۰/۰۰۰ تا ۳۱۹/۰۰۰ تن (Ultra Large Crude Carrier (ULCC  : بیش از ۳۲۰/۰۰۰ تن که بزرگترین آن ۵۶۴/۹۳۹ تن گنجایش دارد.

شکل ظاهری نفتکش ها تقریبا شبیه کشتی های فله بر بوده ، به جای دریچه های بزرگ در روی مخازن دارای دریچه های کوچکی می باشند که از آن دریچه ها به منظور بازرسی مخازن استفاده می گردد. عمل تخلیه و بارگیری در نفتکش ها با پمپ های قوی انجام می گیرد. برای نصب این پمپ ها محل جدایی غیر از محل مخازن و موتورخانه در نظر گرفته شده است. پمپ ها معمولا در اتاقی به این نام قرار دارند. بدنه تانکرهای ساخته شده قبل از سال ۱۹۸۴ دو جداره نمی باشند. اما برابر قانونی که در سال ۱۹۸۴ میلادی تصویب شد کلیه نفتکش هایی که اخیرا ساخته شده اند ملزم به داشتن بدنه های دوجداره گردیده اند. در واقع توسعه و گسترش قابل ملاحظه در ساختمان نفتکش ها ، بعد از جنگ دوم جهانی بوده است و قبل از آن به دلیل میزان کم ، استخراج نفت در کشورهای تولیدکننده ، نفتکش های کوچک و معدودی در خدمت حمل و نقل نفت بوده اند.

با استخراج روز افزون نفت و بنا به نیاز مبرم کشورهای صنعتی ، پیشرفت صنعتی کشتی سازی به جایی رسید که در اوایل دهه هفتاد (۱۹۷۰ میلادی) کشور ژاپن اقدام به ساختن نفتکش هایی به ظرفیت ۵۰۰/۰۰۰ تن نمود و در حال حاضر برابر آمار و ارقام ارایه شده نفتکش ها بالاترین درصد حمل و نقل دریایی را به خود اختصاص داده اند.

فرق عمده تانکرهای بزرگ یا کوچک این است که تانکرهای کوچک به علت حمل مواد متنوع فرآورده های نفتی دارای انبارهای متعددی می باشند در حالی که در تانکرهای بزرگ تعداد انبارها کم است. تانکرها معمولا جرثقیل های کوچکی دارند که با آن لوله های ترمینال را بلند کرده و به لوله های کشتی متصل می سازند. تعداد کارکنان تانکرها کمتر از کشتی های کالای عمومی است اما از دستگاه های مکانیکی برای شستن و تمیز کردن انبارها استفاده می شود. بارگیری و تخلیه نفت خام توسط پمپ های نصب شده روی عرشه و یا پمپ های سکوی بارگیری انجام می شود.

[۱]

شورولت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شورولت
نوع شرکت خودروسازی
محدوده فعالیت جهانی
بنیانگذاری ۳ نوامبر ۱۹۱۱ (۱۰۱ سال پیش)
بنیانگذار(ها) لوئیس شورولت
شعبه مرکزی پرچم ایالات متحده آمریکا دیترویت، ایالات متحده آمریکا
مدیر عامل مارک ریئوس
محصولات خودرو
کامیون
وب‌گاه www.Chevrolet.com
شورولت Ultra WTCC مدل سال ۲۰۰۶

شِورولِت، (به انگلیسی: Chevrolet)‏ شرکت خودروسازی آمریکایی است، که هم‌اکنون نام برند گروهی از خودروهایی می‌باشد، که توسط جنرال موتورز تولید می‌شوند.

این شرکت، در سال ۱۹۱۱ توسط لوئیس شورولت و ویلیام سی. دورانت تاسیس شد.[۱] شرکت شورولت در سال ۱۹۱۸ به کمپانی جنرال موتورز فروخته شد.

شورولت در طول سال‌ها فعالیت در صنعت خودروسازی، مدل‌های مشهوری را به بازار خودروی جهان عرضه کرد، که از شناخته شده‌ترین آنها می‌توان به: ایمپالا، تاهو، کامارو، سایتیشن، آویو، اکسپرس، تراورس، ملیبو، ولت، کروز، کلرادو، آپ‌لندر، آگیل، ال کامینو، اس‌اس‌آر، برتا، بل ایر، تاورا، تراکر، بلیزر، ساب‌اوربان، سلبریتی، سی/کا، نوا، لومینا، مونت کارلو، مونتانا، نوماد، ون، وگا، کاوالیر، کاپریس، کلتا، کودیاک و کوروت اشاره نمود.

محتویات

تاریخچه

نام اتومبیل‌های این کمپانی، ار نام راننده موفق سوئیسی؛ لوئیس شورولت گرفته شده است. او در سال ۱۸۷۸ در کشور فرانسه زاده شد و بعدها در آنجا به کار در یک کمپانی مورس پرداخته و سپس با برادران خود، بنام‌های آرتور و گاستون تصمیم به مهاجرت به کانادا گرفت.

وی سپس وارد ایالات متحده گردید. در شهر نیویورک امکان کار بر روی اتومبیل‌ها و کامیون‌های کارخانه ویلیام والتر برای لوئیس فراهم آمد. او سپس شروع به کار در کارخانه‌های متعدد کرد و توانست خود را بعنوان یکی از بهترین رانندگان مسابقات نشان دهد و همین امر باعث شد، تا توجه ویلیام دورانت - موسس کمپانی جنرال موتورز - به وی جلب شده و دورانت او را بعنوان راننده جنرال موتورز استخدام کند.

لوئیس شورولت و ویلیام دورانت، اتومبیل جدیدی به سبک اتومبیل‌های فرانسوی طراحی نموده و نام آن را شورولت گذاشتند. در سال ۱۹۱۱ نمونه کلاسیک و شش سیلندر این مدل برای عرضه به بازار تولید شد. در سوم نوامبر آن سال، کارخانه شورولت موتور تأسیس شد و ۲٫۹۹۹ دستگاه از این خودرو را، در همان سال تولید کرد.

شرکت میسون موتور که قبلاً تحت نظارت دورانت بود، واگذار و در سال ۱۹۱۳ این دو کمپانی در هم ادغام شدند. در ۱۹۱۳ اتومبیل چهار سیلندر بی‌بی در دو مدل یک سرنشینه و مدل سلطنتی، در رنگ‌های آبی و سفید تولید شد. طرح رنگ آمیزی این خودرو، از روی کاغذ دیواری هتلی که دورانت در فرانسه در آن اقامت داشت، الهام گرفته شده بود.[۲]

در سال ۱۹۱۳ لوئیس شورولت و دو نفر دیگر، بنام‌های وی. آر هفلر و جی‌بویز تصمیم گرفتند، تا کارخانه تولید موتورهای هوایی شورولت را تأسیس کنند. اما این کارخانه در همان آغاز کار، ورشکست گردید و در سال ۱۹۴۱، لوئیس شورولت به صورتی مرموز کشته شد و راز قتل او در پرده‌ای از ابهام باقی ماند.

در سال ۱۹۱۴ نام کمپانی به مکسویل موتور تغییر و در شهر نیویورک تعداد ۵٫۰۰۵ دستگاه خودرو تولید شد و در همین سال، مدل دیگری نیز به نام ۴۹۰ و یا قیمت ۴۹۰ دلار به بازار عرضه شد.

طی دو سال تعداد ۷۰٫۷۰۱ دستگاه از این اتومبیل به فروش رفت و در سال ۱۹۱۷ اولین اتومبیل مستقف این کمپانی ساخته شد. در ۱۹۱۸ شورولت شروع به تولیدات تجاری مانند کامیون کرد.

در سال ۱۹۱۹ شورولت به دو بخش کمپانی دورانت و بخش جنرال موتورز تقسیم و تا قبل از جنگ جهانی دوم، معادل ۱۴۹٫۹۰۴ دستگاه اتومبیل تولید نمود.

در ۱۹۲۱ یعنی بعد از جنگ به علت کمبود سرمایه پنج میلیونی کمپانی شورولت تا مرز سقوط پیش رفت، اما در سال ۱۹۱۱ با مدیریت خوب ویلیام نادن، در مدتی کمتر از ده سال، به یکی از بزرگترین کارخانجات اتومبیل‌سازی جهان تبدیل گشت.

یکی از بزرگترین مشکلات شرکت، در ۱۹۲۳ برگشت خوردن موتورهای هواپیمای تولیدی شورولت بود، که ضرری بزرگ به شورلت وارد ساخت. در سال ۱۹۲۷ خودروی جدید شورولت، توانست از نظر تعداد تولیدات مقام نخست را، در صنعت، به خود اختصاص دهد. این وسیله نقلیه به تعداد یک میلیون و هزار و هشتصد و هشتاد دستگاه تولید شد.

در ۱۹۲۹ طرح جدیدی از یک اتومبیل شش سیلندر و طرحی چهار سیلندر از همین اتومبیل، به منظور کاهش قیمت، ارائه و از آن به تعداد ۱٫۳۲۸٫۶۰۵ دستگاه تولید شد.

در سال ۱۹۳۵ شورولت، تولید ده میلیونمین اتومبیل خود را جشن گرفت. در ۱۹۳۶ سیستم ترمزهای شورلت بصورت هیدرولیک درآمد. در ۱۹۳۹ کمپانی با تولید ۱۵ میلیون‌امین خودروی خود، شورولت سایتیشن را به بازار عرضه کرد.

قبل از آغاز جنگ جهانی دوم، شرکت رکورد فروش خودرو در سال را، شکسته و در ۱۹۴۱ رقمی معادل ۱٫۴ میلیون فروش را، در بازارهای جهانی خودرو، به نام خود ثبت کرد.

در آن سال، یکی از اتومبیل‌های کوپه شرکت نیز، در چند مسابقه اتومبیل‌رانی، موفق به کسب مقام شد. در سال ۱۹۴۸ دبلیو. اف آرمسترانگ، یکی از مدیران موفق جی‌ام سرپرستی شورولت را به عهده گرفت.

با ورود این مدیر جدید، سبک تولید خودروها، در کارخانجات شورلت مجدداً تغییر و مدل‌های دیگری از آن، را در ۱۹۵۰ به بازار عرضه کرد. بر اثر این سبک جدید، غیر از تغییرات در بدنه خودرو، تغییرات عمده‌ای در ساختار موتور و همچنین قیمت آن، حاصل شد.

از سال ۱۹۵۰ به بعد، بیشتر مدل‌های شورولت، با گیربکس تمام اتوماتیک بودند. یکی از کارهای مهم آرمسترانگ، تولید مدل‌های بسیار ارزان قیمت بود، که در رشد اقتصادی شرکت شورلت اهمیت بسیار داشت.

همچنین در ۱۹۵۰ مهندس هارلی جی. ایرل، مدل شورولت کوروت را، طراحی و تولید کرد، که در سال ۱۹۵۹ در مدل‌های شورولت کودیاک و شورلت ایمپالا، به بازار عرضه شدند.[۳]

علی‌رغم اینکه این دو مدل، نتوانستند مانند اتومبیل‌های مطرح این کمپانی، فروش بالایی داشته باشند، ولی با این حال تا سال ۱۹۶۹ تولید آنها ادامه داشت.

در ۱۹۶۲ شورولت شوی II بعنوان مدلی برگرفته از شورولت کورن‌ویر و ایمپالا طراحی و ساخته شد، در ۱۹۶۴ مدلی بزرگتر از آن، به بازار عرضه گردید. همچنین در همان سال، شورولت کاپریس با قیمت ۳٫۳۴۷ دلار در کنار شوی II که قیمتی معادل ۲٫۰۲۸ دلار داشت، به معرض فروش گذاشته شد.[۴] در سال ۱۹۶۳ کمپانی شورلت آنچنان پیشرفت کرده بود، که از هر ۱۰ خودروی تولید شده در ایالات متحده، یک خودرو از تولیدات شورولت اختصاص داشت.[۵]

در سال ۱۹۶۷ مدلی اسپورت و کوپه بنام شورلت کامارو ساخته و تا دو دهه، به‌عنوان یکی از مطرح‌ترین اتومبیل‌های اسپورت، که نظر تمام حادثه جویان را به خود جلب کرده بود، تولید می‌شد!

یکی از مطرح‌ترین مدل‌های کامارو مدل زد، با حجم موتور ۵۷۰۰ سی‌سی، که با موتور کوروت، در سال ۱۹۸۹ به بازار عرضه شد. در دهه ۱۹۷۰، از موتورهای شرکت شورولت، توسط بسیاری از کارخانه‌های دیگر مانند اوپل و اولدزموبیل، که موتور اتومبیل‌های شش و هشت سیلندر خود را، از این کمپانی خریداری می‌کردند، استفاده می‌شد.

در اوایل دهه ۱۹۷۰ قراردادی بین دو شرکت شورولت و ایسوزو منعقد و طبق آن مقرر شد، که شورولت تمام تجهیزات اتومبیل‌سازی این کارخانه را، تأمین نماید.

شورلت در سال ۱۹۷۱ مدل‌های شورولت نووا، شورولت مونت کارلو، شورولت بل ایر، شورولت بلیزر و شورولت ساب‌اوربان را، به مرحله تولید رساند و در همین سال، مدل لوکسی از کاپریس نیز، به بازار عرضه کرد، که فروش فوق‌العاده‌ای را برای این کمپانی رقم زد.

در سال ۱۹۷۵، مدل کاوالیر، یکی از موفق‌ترین خودروهای این کمپانی، طراحی و تولید گردید. در اواسط دهه ۱۹۸۰ نیز این شرکت روابط تجاری خود را با خودروسازهای ژاپنی مانند سوزوکی و تویوتا گسترش داد. در حال حاضر این کمپانی به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان خودروی جهان، مطرح است.

عملیات بین‌المللی

در سال ۲۰۱۰ میلادی، شورولت دارای عملیات در ۱۴۰ کشور جهان بوده و رکورد فروش بین‌المللی آن، ۴٫۷۶ میلیون خودرو اعلام گردید.[۶]

۱۰ بازار اول فروش شورولت
۲۰۱۱[۶]
رتبه
در جی‌ام
مکان فروش
خودرو
درصد مشارکت
در بازار
۱ Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا ۱٫۷۱۵٫۸۱۲ ۳۶٫۹٪
۲ Flag of Brazil.svg برزیل ۶۳۲٫۲۰۱ ۱۳٫۳٪
۳ Flag of the People's Republic of China.svg چین ۵۹۵٫۰۶۸ ۱۲٫۵٪
۴ Flag of Russia.svg روسیه ۱۷۳٫۴۸۵ ۳٫۶٪
۵ Flag of Mexico.svg مکزیک ۱۶۲٫۴۶۱ ۳٫۴٪
۶ Flag of Canada.svg کانادا ۱۵۰٫۵۴۰ ۳٫۲٪
۷ Flag of Argentina.svg آرژانتین ۱۳۳٫۴۹۱ ۲٫۸٪
۸ Flag of Uzbekistan.svg ازبکستان ۱۲۱٫۵۸۴ ۲٫۶٪
۹ Flag of India.svg هند ۱۱۱٫۰۵۶ ۲٫۳٪
۱۰ Flag of Colombia.svg کلمبیا ۱۰۵٫۷۸۳ ۲٫۲٪

مدل‌های کنونی

تولیدات فعلی

مدل‌های کنونی در آمریکا و کانادا بصورت زیر است.

اتومبیل آویو کروز ملیبو ایمپالا کامارو کروت
وانت کلرادو سیلورادو آوالانچ


ترکیبی اچ‌اچ‌آر اکویناکس تراورس


اس.یو.وی تاهو سابربن



وَن اکسپرس




مدل‌های آینده

حمایت‌های مالی

در ماه مه سال ۲۰۱۲ میلادی، شرکت شورولت، با باشگاه فوتبال منچستر یونایتد قراردادی امضا نمود و به‌عنوان اسپانسر این باشگاه، جایگزین آئودی گردید.[۷] بر پایه این قرارداد از سال ۲۰۱۴ برند روی پیراهن منچستر یونایتد، برای مدت ۷ سال، به لوگو شورولت اختصاص خواهد یافت.[۸]

در سال ۲۰۱۲ همچنین کمپانی شورولت با باشگاه بزرگ دیگر بریتانیایی، یعنی باشگاه فوتبال لیورپول نیز قرارداد همکاری متقابل، به‌امضا رسانید.

جستارهای وابسته


کشتی فله‌بر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کشتی فله‌بر سابرینا ۱، از کلاس هندی‌مکس.

کشتی فَلّه‌بَر(به انگلیسی: Bulk carrier)‏ نوعی کشتی تجاری است که برای ترابری کالاهای بسته‌بندی‌نشده و فله‌ای مانند غلات، ذغال‌سنگ، کانی‌ها و سیمان به کار گرفته می‌شود.[۱]

این‌گونه کشتی‌ها از میانه‌های سدهٔ نوزدهم آغاز به رفت‌وآمد در آب‌ها کردند.[۱] امروزه کشتی‌های فله‌بر یک‌سوم ناوگان تجاری کشتی‌های جهان را تشکیل می‌دهند.[۱]

کشور ایران ۳۸ کشتی فله‌بر دارد.[۲]


کشتی کابل‌گذار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک کشتی کابل‌گذار.

کَشتی کابْلْ‌گُذار نوعی کشتی دریارو است که برای قرار دادن کابل‌های مخابراتی در کف دریا استفاده می‌شود.


کشتی تجاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کلومبو اکسپرس یکی از بزرگترین کشتی‌های کانتینری
کشتی تجاری به کشتی‌هایی که به حمل و نقل بار و مسافر می‌پردازند گفته می‌شود. بیشتر کشورهای جهان دارای ناوگان کشتی‌های تجاری هستند. در طول جنگ‌ها از کشتی‌های بازرگانی در راستای کمک نیروی دریایی کمک گرفته می‌شد و از آنها جهت حمل سربازها و ادوات نظامی استفاده می‌شد.


کشتی کانتینری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کشتی کانتینری شرکت زی‌آی‌ام در استانبول
کلومو اکسپرس یکی از بزرگترین کشتی‌های کانتینری در دنیا، که مربوط به کمپانی هیپک لوید آلمان می‌باشد.

کشتی کانتینری یا کشتی بارگنجی کشتی‌های باربری هستند که تمام بار آنها بارگنج (کانتینر) می‌باشد که در اصطلاح فنی آن، حمل و نقل بارگنج یا کانتینریزیشن نامیده می‌شود. کشتی‌های کانتینری عموما ابزار اصلی ایستگاه چندگانه تجارتی می‌باشند. بارهای این کشتی‌ها عموما کانتینرهای استاندارد ۸×۲۰ و ۸×۴۰ فوت می‌باشند.

تاریخچه

کشتی‌های کانتینری محموله‌های مختلف را بار می‌کنند و از سال ۱۹۰۰ تا کنون مورد استفاده قرار می‌گیرند. محموله‌های آنها می‌تواند هر چیزی شامل خودروها، کیسه‌های آرد، ظروف مشروبات و بسیاری از اجناس دیگر در اندازه‌ها و اشکال مختلف می‌باشد. تخلیه و بارگیری چنین ترکیباتی نیاز به زمان و کارگر زیادی دارد و در نتیجه هم از نظر هزینه و هم از نظر زمانی گرانقیمت دیده میشود. از آنجا که از هزینه‌های عملیاتی آنها بسیار بالا است، استفاده از کشتی سنتی به طور پیوسته در حال کاهش است. کشتی‌های کانتینری وجود خود را به راننده کامیون آمریکایی، جان مک‌لین مدیون هستند. در سال ۱۹۳۱، مک‌لین اولین کامیون خود را که برای ارسال و برداشت بارها از بنادر مختلف مورد استفاده قرار می‌گرفت، خریداری نمود. در طول این زمان، در حالی که او بی‌صبرانه منتظر تخلیه محتوای داخل کامیون به کشتی بود، او به راهی کارآمدتر و سریع‌تر می‌اندیشید که کشتی‌ها را پر و خالی کند و بتواند در وقت بسیار زیاد و هزینه بالا صرفه‌جویی کند.

کشتی‌های کانتینری اولیه، نوع تبدیل شده نفت‌کش‌هایی بودند، که بعد از جنگ جهانی دوم از باقی‌مانده‌های تانکرهای تی۲ ساخته شده بودند. در سال ۱۹۵۱، اولین کشتی کانتینری باهدف در دانمارک شروع به کار نمود و در بین سیتل و آلاسکا کار می‌کرد. اولین کشتی کانتینری در ایالات متحده، آیدیال اکس یک تانکر تی۲ که متعلق به مالکوم مکلین بود که ۵۸ کانتینر فلزی را از نیوارک، نیوجرسی به هوستون، تگزاس در اولین سفر دریایی‌اش در آوریل ۱۹۵۶ حمل نمود.[۱]


کشتی گردشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
MSMajestyOfTheSeasEdit1.JPG

کشتی گردشی نوعی کشتی مسافری هست که برای سفرهای تفریحی استفاده می شود. کشتی های گردشی علاوه بر کابین برای مسافران، عموماً دارای تسهیلاتی از قبیل رستوران، و گاهی سینما و استخر شنا می باشند. به کشتی های گردشی می توان به عنوان هتلهای شناور نگاه کرد که امکان تردد بین جزایر یا بنادر توریستی را دارا می باشند.


کشتی بیمارستانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یواس‌ان‌اس مرسی (T-AH-19).
اسپرانزا دل مار[۱]، در خدمت وزارت کار اسپانیا.

کشتی بیمارستانی گونه‌ای از کشتی است که کارکرد اصلی آن به عنوان تأسیسات پزشکی و بیمارستانی است. بیشتر این کشتی‌ها در نزدیکی مناطق جنگی یا در همراهی با نیروهای دریایی کشورها در سراسر جهان کاربرد دارند.

گشودن آتش به سوی کشتی بیمارستانی عموماً به عنوان جنایت جنگی به‌شمار می‌آید.

کارکرد این شناورها درمان و جابه‌جایی سربازان و شهروندان زخمی تا هنگام رساندن آن‌ها به بیمارستان‌های ارتشی یا غیرنظامی در خشکی است.

نخستین کشتی بیمارستانی جهان رد روور (Red Rover) نام داشت که از آن در سال ۱۸۶۰ در جنگ داخلی آمریکا بهره جستند.

از کشتی‌های بیمارستانی در آب‌های جهان برای مأموریت‌های بشردوستانه نیز بهره می‌گیرند و از این‌رو برای آن‌ها نام کشتی نیکوکاری[۲] نیز به‌کار رفته‌است.

برای کشتی‌های بیمارستانی گاه نام‌هایی هم‌چون آمبولانس نیروی دریایی و آمبولانس شناور نیز به‌کار می‌رود.


بوم (قایق)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک بوم دیزلی در بندر کنگ

بوم از بزرگ‌ترین انواع کشتی‌های رایج در خلیج‌فارس و دریای عمان است. بوم اصلا کشتی بادبانی است و در پنجاه سال اخیر بجای بادبان از موتور دیزل برای حرکت آن استفاده می‌شود از این نظر نوعی لنج به شمار می‌رود.

دریانوردان ایرانی و عرب برای تجارت و حمل بار با بوم تا سواحل آفریقا و هندوستان مسافرت می‌کنند.

تاریخ

به گفته اهالی بندرهای خلیج فارس نخستین بوم‌ها در شهر کویت ساخته می‌شد. بعدها در بوشهر و بندر کنگ و جزیره قشم نیز بوم‌سازی رایج شد که هنوز نیز در این نقاط بوم ساخته می‌شود.

بخش‌های بوم

بوم بادبانی از دو بخش اصلی «بدنه» و «سامان» تشکیل می‌شود. بدنه آن از تخته‌های چوب ساج ساخته می‌شود. سامان شامل تمام اجزایی است که به بادبان‌های بوم مربوط می‌شود.

به جلوی بدنه «سینه» و به انتهای آن «دوم» (دُم) گفته می‌شود. طرف راست آن «بُرد راست» و طرف چپ آن «بُرد چپ» نام دارد. قطعه چوپ پهن و بلندی در سینه قرار دارد که «ساطور» نامیده می‌شود.بخش میان بردهای چپ و راست تا سینه را «عالیه» می‌نامند. تیر حمال اصلی بدنه که در تمام طول کف بدنه امتداد دارد «بیس» نام دارد.

دکل اصلی «دول» نام دارد و تیر بلندی بر آن سوار می‌شود که «پروند» خوانده می‌شود. بادبان بزرگ اصلی که «گپ» خوانده می‌شود به پروند آویزان می‌شود. برخی بوم‌ها دول کوچک‌تری در عقب دول اصلی دارند که با پروند کوچک‌تری بادبان کوچک تر «قلمی» را نگه می‌دارد.


کشتی باری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Baltic Prestige.JPG

کشتی باری یا کشتی کالابر عمومی نوعی کشتی بزرگ برای باربری است.


نمونه‌ها

نام توضیح نگاره
نفت‌کش نفت‌کش‌ها معمولاً باری بیش از ۱۰۰ هزار تن حمل می‌کنند. هم‌اکنون ۳۵۰۰ نفت‌کش در جهان بیش از ۳۸۳ میلیون تن نفت جابه‌جا می‌کنند. نفت‌کش AbQaiQ
شیمیایی‌بر در حدود ۱۷۰۰ فروند از این گونه کشتی‌ها هم‌اینک ۸٫۸ میلیون تن مواد شیمایی را جابه‌جا می‌کنند. Fiona Swan
تانکر گاز مایع
تانکر LNG Rivers در برست.
فله‌بر کشتی فَلّه‌بَر نوعی کشتی تجاری است که برای ترابری کالاهای بسته‌بندی‌نشده و فله‌ای مانند غلات، ذغال‌سنگ، کانی‌ها و سیمان به کار گرفته می‌شود. کشتی فله‌بر سابرینا ۱.
کانتینربر
کشتی ندلوید بارنتز در هامبورگ

جستارهای وابسته


کشتی اقیانوس‌پیما

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اقیانوس‌پیمای کویین مری ۲.

کشتی اقیانوس‌پیما گونه‌ای کشتی است که برای ترابری مسافران از یک بندر دریاهای آزاد به بندری دیگر در مسافت‌های طولانی و بنا بر جدول زمانی تعیین‌شده‌ای استفاده می‌شود. اقیانوس‌پیماها ممکن است برای مقاصد دیگر همچون جابه‌جایی نامه‌ها، کالاها و گشت‌وگذار نیز استفاده شوند.


نگارخانه


هوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

هوری گونه‌ای قایق کوچک است که در خلیج فارس بکار می‌رود. هوری را از تنه درخت می‌سازند. کف آن مسطح است.

به سازنده هوری جلاف می‌گویند.


لنج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

لَنج ( با فتح ل ) گونه‌ای از کشتی کوچک یا قایق بزرگ باری و مسافری است که در خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند دیده می‌شود. لنج‌ها بر پایه قایق‌های بادبانی رایج در خلیج فارس ساخته می‌شود با این تفاوت که به جای بادبان با موتور حرکت می‌کند. عرشه باز یا نیمه‌باز دارد. از دهه ۱۹۵۰ میلادی موتور بنزینی یا دیزل برای پیشراندن لنج‌ها بکار رفت و امروز بیشتر لنج‌ها موتور دارند.

محتویات

نام

رضا طاهری در کتاب از مرواید تا نفت درباره‌ی وجه تسمیه کلمه لنج می‌آورد: در گذشته به تمام کشتی‌های بادی که با شراع و بادبان حرکت می‏کردند جهاز (به فتح ج) می‌گفتند و امروزه با کشتی‏های که با موتور رفت‌وآمد میکنند لنج (با فتح ل) می‏گویند. لنج از دیدگاه لغت‌شناسی به معنای راه رفتن با ناز و کبر است و شاید از آن‏جا که لنج با آهستگی می‏خرامد و به جلو می‏رود به این نام خوانده شده‏ است.[۱]

در جنوب به کسانی که در کار ساخت لنج می‌باشند جلاف یا گلاف گفته می‌شود.

به اتاق ناخدا قماره و به انبار پائینی خن گفته می‌شود.

در ایران لنج‌ها در کرانه‌های خلیج فارس بسیار یافت می‌شوند و لنج‌سازی یکی از صنایع بومی مردمان خلیج فارس است.

گونه لنج‌ها و کارایی آنها

رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت به قسم زیر لنج‌های حاشیه‌ی خلیج فارس خصوصاً حوالی بندر کنگان بسته به طرح بدنه آن‌ها دسته بندی می‌کند:[۲]

سَماچ : سماچ یک نوع قایق ماهی‏گیری است و امروزه برروی آن موتور می‏بندند و کارایی‌اش برای ماهی‏گیری است و تا حدود 5 تن ماهی در آن می‏ریزند. سمک یا سمچ به معنای ماهی است.

حُوری: حوری یک نوع قایق کوچک است که گونه‏های آن از یک تا 10 نفر را با خود جابجا می‌کند. بیش‏تر از تنه‏های عظیم درختان و به‌صورت یک تکه می‏سازند و چون از این درختان و یا چوب‌ها وجود ندارد، حوری را از چند تکه چوب که به هم می‌بندند به وجود می‏آورند ظرفیت حوری کوچک 100 و حوری بزرگ 400 کیلو می‏باشد. در گذشته هر لنج ماهی‏گیری یا کشتی‏های باری یک حوری به همراه خود داشته است، حوری یک تکه سبک تر از کتراست و در زمان‏های مورد نیاز و نجات غریق زودتر از کتر آماده به دریا انداختن می‏شود. در زمانی که دریا آرام است و کسی به دریا افتاده‎است از حوری استفاده می‏کنند و اگر دریا ناآرام باشد از کترو اگر طوفانی باشد از ماشوه.

سَمعِه : سمعه جهازی بود که در گذشته مورد استفاده قرار می‏گرفت و برای نصب بادبان بسیار مناسب بود ولی برای قراردادن موتور به بدنه‌اش به کار نمی‏خورد.

بِتیل : بتیل یک نوع جهاز ماهی‏گیری است که در گذشته برای ماهی‌گیری از آن استفاده می‏شد.

شُوعی: شوعی جهازهای کوچکی بودند که هم با بادبان حرکت می‌کردند و هم با پارو. از نوع شوعی امروزه هم وجود دارد ولی بر روی آن موتور گذاشته‌اند.

کَتِر : کتر قایق کوچکی است که گنجایش دو یا سه نفر را دارا می‏باشد در حقیقت قایق نفر بر مخصوص ناخداست، او را در زمان درخواست به کشتی یا ساحل می‏رساند. در قدیم لنج‌های بزرگ آن را همراه می‌بردند تا اگر یکی از خدمه به‌دریا سقوط کند به وسیله آن که وزن کمتری دارد و می‏شود به‌سرعت آن را از کشتی جدا و به‌دریا انداخت او را نجات دهند. قبلاً اگر جهاز کتر نداشت نجار کشتی در حین مسافرت طولانی که معمولاً تا هندوستان 20 روز طول می‏کشید یک کتر برای کشتی می‏ساخت.

تَشاله: چون لنج آب‌خور زیادی دارد و نمی‏تواند کاملاً به ساحل برسد بیش‏تر بار لنج را با تشاله که می‌توانست تا نزدیک ساحل برود به مقصد می‏رسانده‌اند.

8ـ ماشُوه: ماشوه (قایق‎نجات) را در زمان عادی یک وسیله نفربر یا بارکش است و جاشوها را از کنار ساحل به کشتی می‌برد، درگذشته با پارو حرکت می‏کرد ولی امروزه موتور کوچکی را روی آن قرار داده‏اند و همان کار گذشته را انجام می‏دهد، گنجایش 15 نفر دارد و به هنگام طوفان و غرق لنج کارکنان کشتی داخل آن شده و خود را نجات می‏دهند.

بَغَلِه: بغله به‌وسیله بادبان به‌حرکت درمی‏آمده است. از این جهت این نوع لنج را بغله گفته‏اند که سینه صدر یا راس آن گرد بوده‌است و قسمت پشت آن پهن‌تر، به بخش پشت آن تفر می‏گفته‏اند. در سینه بغله بر آمدگی وجود دارد، چون سر پرنده‏ای (طوطی) که گویی درون بغله را می‏نگرد. بغله به کشتی‏های بزرگ گفته می‏شود و در عربی به معنای قاطر است و چون در دریا به‌سادگی و با سکان کشتی را حرکت می‏ داده ‏اند بغله نام‌گذاری کرده ‏اند. اعراب در بدو دریانوردی، کشتی‏های سکان دار ایرانی را به شتری با افسار تشبیه می‏کرده‌اند. بغله برای سفرهای دوردست در اقیانوس هند مورد استفاده قرار می‏گرفته‏ است، می‏گویند از نظر شکل ظاهری فرق زیادی بین بغله و کوتی و غنچه نبوده است، ولی از جهت اندازه، بغله از همه بزرگ‏تر بوده بعد از آن کوتی و در آخر غنچه قرار داشته است. شمار جاشوهایی که در بغله کار می‏کردند کمینه 30 نفر و بیشینه 40 نفر بوده است. باربری بغله بین300 تا 700 تن بوده‎است. کالاهایی که با بغله حمل می‏شده‏ است: از آبادان به‌بصره و کراچی خرما می‏بردند و از کراچی به براوه پنبه و از بَراوه به شهرهای هندوستان به آفریقا مَنقور کاپریل و نمک حمل می‏کردند. از آفریقا از بندر ها سیمبارنگه / لامو و بمباسه چوب چَندَل می‏آوردند.

مدت مسافرت: زمان سفر بغله 2 تا 6 ماه بوده است. جاشوها و کارکنان بغله در راه سفر دشواری‏های بسیار داشتند و چه بسا در مسافرت‏های دریائی بر اثر ناخوشی‌های گوناگون و یا در رویدادهای گوناگون از قبیل طوفان و برخورد با کوه سنگ‌ها و یا حیوانات غول پیکردریائی از بین می‏رفتند.

10ـ بَگارِه : در بندر کنگان از بگاره زیاد استفاده می‏شده‏ است این کشتی کوچک را دریانوردان کنگانی برای ماهی‏گیری با تور (جَل) استفاده می‏کرده‏اند که به آن عامله نیز می‌گفته‏اند. بیش‏تر صید عامله را حشینه تشکیل می‏داده ‏است و تا کنون نیز صید حشینه به همین روش است. برخی از ماهی‏هایی که در بندر کنگان صید می‏شده‌اند عبارت‌اند از: عراضی، سبیتی، بتح، مفچیچ، سرخو، هامور، دوال، ینیس، یلی، متو، حشینه، کاهو، نی‌سر و پس‌کر، کوسه، شیر، دارو، ویر، حلوا، خارو، سچل، زبیدی، راشگو، صافی، هاگول ، هاسون و... صید ماهی در قدیم به روش‏های گوناگونی بوده و از آن رسته صید به‌روش جل یا تور عامله و یا گرگور و گاهی نیز با قلاب ماهی‏گیری انجام می‏ پذیرفته‌است، امروزه روش‌های صید جهانی جایگزین برخی از این صیدها شده است اما در بندرکنگان کمابیش صیدماهی به‌روش‌های سنتی انجام می‌گیرد.

11و12 کُچی (کوتی) و مَنجی : منجی و کوتی دو لنج بی‌موتور می‏باشند، به‌وسیله بادبان حرکت میکردند و برای مسافرت به جزیره‌ها و شیخ نشین‌های نزدیک مورد استفاده قرار می‌گرفتند، خرما و گاهی مصالح ساختمانی به دبی می بردند و گاهی نیز با آن به صید ماهی می‏پرداختند. شمار سرنشینان آن تا 15نفر است. مانند بگاره از آن استفاده می‏کردند و امروزه کم‏تر از آن‏ها استفاده می‌شود.

13ـ سَمبُوک : باربری سمبوک 100 تن است در حال حاضر نوعی سمبوک ماهی‏گیری به اسم سماچ نیز ساخته می‏شود. سماچ در برابر اندازه سمبوک کوچک‏تر است فقط با آن به صیدماهی می‏پردازند. سینه‏ی سمبوک در قدیم کمی منحنی شکل بوده است ولی سمبوک ماهی‏گیری امروزی دارای سینه‏ای به شکل زاویه منفرجه است. کارکنان سمبوک قدیمی بیش از 10 نفر بوده است، ولی در سمبوک ماهی‏گیری جدید 5 نفر کار می‏کنند. سمبوکهای جدید دارای موتور می‏باشند.

14ـ جالبُوت: باربری جالبوت حداقل 5 تن تا حداکثر 100 تن می‏باشد. کارکنان به 7 نفر می‏رسند، در حال حاضر به جالبوت‌ها موتور وصل شده‏ است. جالبوت‌ها به سواحل جنوبی خلیج فارس و مسافرت می‏کردند، برای بازرگانی چوب، شکر، برنج و حیوانات و اشیاءدیگر. ساختمان سینه جالبوت یا راس آن راست است برای همین به آن جالبوت می‏گویند. مرحوم سدیدالسلطنه کبابی در کتاب «المناص فی احوال الغوس و الغواص» در صفحه 59 چنین می‏نویسد: سفینه‏ای است با بادبان حرکت کند و سطح سفینه را برای بضاعت تجار دراز و بلند سازند و در موخر سفینه قبه‏ای است مخصوص مسافرها و آن را عرشه گویند و مخصوص جالبوتهای بزرگ است. آن‌گونه جالبوت شبیه است به مهلیه که در عراق متداول است یا شبیه است به سنبوک هایی که در بحر احمر معمول می‏باشند. جالبوت‌های کوچک عرشه ندارند و شبیه به بَلم می‏باشند و آن نمونه کشتی را فقط در بحرین جالبوت گویند. این اسم تحریفی از کلمه جلبه که معرف گلبت (گُل+بُت) ایرانی می‌باشد.

15ـ بُوم: در حقیقت بوم‌ها بزرگ‏ترین و زیباترین گونه لنج‎ها می‏باشند. انواع و اقسام چوب در ساختمان بوم‎ها به کار می‏رود، مقداری از چوب‎های روی عرشه و انبار و اتاق‎ها از داخل کشور تهیه می‏شود و بقیه چوب‏های بدنه و زیر و جلوی بوم را از خارج مخصوصا از هندوستان می‏آورند. بوم‌های قدیمی مثل سایر انواع لنج‌ها فاقد موتور بود و بادبان داشت ولی در حال حاضر دارای موتور است، باربری بوم‌ها 20 تا 300 تن می‌باشد و به سرزمین‏های دوری مانند دبی، کویت، هند ، بصره، عدن، یمن مسافرت میکردند.


گوندولا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گوندولا، گوندولاران و گردشگران

گوندولا (به ایتالیائی: gondola) یک نوع بلم و قایق پاروئی باریک و دراز است که بیشتر در شهر ونیز ایتالیا برای جابجایی افراد و بارها استفاده می‌شود.

گوندولاها سده‌های پیاپی وسیله اصلی ترابری در ونیز بوده‌اند و امروزه نیز نقش مهمی در جابجایی مردم و کالاها در آبراهه‌های ونیز دارند. گوندولا توسط یک پاروزن به نام گوندولیر (گوندولاران) حرکت می‌کند. گوندولاران رو به سوی ته قایق ایستاده و یک پاروی تکی را درون آب فشار می‌دهد تا گوندولا به حرکت درآید.

پیشینه

باور بر اینست که قایق‌های گوندولا در این شکل پیرامون سدهٔ ۱۱ میلادی ساخته شدند. نخستین عکس‌ها از گوندولاها در سدهٔ پانزدهم چاپ شد. شهر ونیز در خلال سدهٔ شانزدهم، ۱۰ هزار گوندولای فعال در نهرهای خود داشت. ولی امروزه از این گونه قایق بیشتر برای سرگرمی و جابجایی گردشگران بهره می‌گیرند.[۱]

ریشهٔ نام گوندولا را برخی از واژهٔ cymbula لاتین به معنی قایق می‌دانند و برخی نیز برگرفته از واژهٔ conchula به معنی صدف کوچک.[۲]



کلک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک کلک سنتی، از کتاب ماجراهای هاکلبری فین (۱۸۸۴).
یک کلک ساخته‌شده توسط کودکان، از الوار، طناب و بشکه‌های آبی‌رنگ در انگلستان.

کَلَک قایقی است که از به هم بستن چند قطعه چوب، نی یا الوار ساخته می‌شود. گاه چند مشک پر از هوا نیز به زیر آن می‌بندند.

کلک ساده‌ترین سازه شناور است و سابقاً تنها به صورت بدون بدنه وجود داشت. در ساخت کلک‌های نوین از بلوک‌های پلی‌استیرن نیز بهره می‌گیرند و این کلک‌ها (به انگلیسی: raft) دارای دیواره نیز ممکن است باشند.


کرجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کرجی گونه‌ای از شناورهای کوچک است. کرجی‌ها برای حمل و نقل محدود اسباب به کار می‌روند و توسط فردی به نام کرجی کش هدایت می‌شوند. روش هدایت کرجی معمولاً بدین صورت است که کرجی کش با بستن ریسمان کرجی به خود، آن را در جهت دلخواه به حرکت در می‌آورد.[۱] روش دیگر هدایت کرجی استفاده از یک چوب بلند و فرو کردن آن در آب برای برخورد دادن آن با کف رودخانه و در نتیجه هدایت کرجی در جهت مورد نظر است؛ که توسط فردی که بر روی کرجی قرار گرفته‌است انجام می‌شود.


کانو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک کانو در مرداب‌های ایالت کرالای هندوستان.

کانو (به انگلیسی: canoe)‏ گونه‌ای از قایق باریک و کوچک است.

کانوها معمولاً با نیروی انسان پیش می‌روند ولی گاه موتور برقی یا بنزینی هم به آن‌ها وصل می‌شود.

کانوها قایق های کوچکی هستند بدون ستون فقرات که به کمک پارو یا بادبان حرکت می کند.

کانوها معمولاً سر و ته نوک‌تیزی دارند و روباز هستند. اکثر کانوها با رکاب زدن یک‌نفره یا دونفره حرکت می‌کنند.

مسابقات کانو آب‌های خروشان برای نخستین بار به طور رسمی در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۷۲ مونیخ برگزار شد. این رشته در برنامه بازی‌های المپیک ۱۹۷۶ مونترال تا ۱۹۸۸ سئول قرار نگرفت اما در سال ۱۹۹۲ به برنامه المپیک بازگشت.

نگارخانه


قایق یخ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
قایق یخ

قایق یخ گونه‌ای قایق بادبانی است که در زیر آن چوب اسکی یا اسکیت‌هایی قرار داده شده تا بتواند بر روی سطوح یخزده بلغزد.

قایق‌های یخ معمولاً یکنفره هستند ولی طرح‌های دونفره هم ساخته شده که با نام نایتس (Nites) نامیده می‌شوند. برخی از نایتس‌ها دارای صندلی بغلی برای نفر دوم هستند.


ایق موتوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک قایق موتوری با موتور خارجی

قایق موتوری قایقی است که توسط موتور نیرو می‌گیرد. بعضی از قایق موتوری‌ها دارای موتور داخلی و برخی دارای موتور خارجی نصب شده بر پشت قایق که شامل موتور درون‌سوز، گیرباکس و ملخ در یک واحد قابل حمل هستند.

نگارخانه